چرخش دقیقه نودی ترامپ؛ وقتی محاسبات منطقهای با امید معترضان ایران برخورد میکند
در حالی که مردم ایران بیش از چهار دهه زیر فشار سرکوب زندگی میکنند، بهنظر میرسد تصمیمهای لحظهای قدرتهای جهانی بار دیگر شکاف میان رنج یک ملت و محاسبات سیاسی را پررنگتر کرده است.
به گزارش رادیو نشاط، در حالی که اعتراضات گسترده در ایران با هزینههای سنگین انسانی ادامه دارد و هزاران نفر در خیابانها، زندانها و زیر فشار سرکوب قرار گرفتهاند، گزارشها حاکی از آن است که دونالد ترامپ در واپسین ساعات، تحت فشار دیپلماتیک چند کشور منطقه از انجام حمله نظامی علیه ایران صرفنظر کرده است؛ تصمیمی که همزمان پرسشهای جدی درباره سرنوشت وعدههای دادهشده به معترضان ایرانی ایجاد کرده است.
بر اساس گزارشهای منتشرشده، عربستان سعودی، قطر، ترکیه و عمان در تماسها و رایزنیهای فشرده و لحظهآخری، از رئیسجمهوری آمریکا خواستهاند از حملات هوایی علیه ایران خودداری کند. این کشورها هشدار دادهاند که هرگونه اقدام نظامی میتواند منطقه را وارد چرخهای از درگیری گسترده، پیچیده و مهارنشدنی کند. در مورد عربستان سعودی، این نگرانی تا جایی پیش رفت که ریاض بهطور رسمی اعلام کرد اجازه استفاده از حریم هوایی خود برای حمله احتمالی آمریکا به ایران را نخواهد داد.
این فشارهای منطقهای در نهایت، بنا بر گزارشها، ترامپ را اواخر روز چهارشنبه متقاعد کرده است که دستکم در مقطع فعلی از حمله نظامی صرفنظر کند. با این حال، این عقبنشینی در شرایطی رخ داده که خود ترامپ و دیگر مقامهای آمریکایی همچنان تأکید میکنند «همه گزینهها روی میز باقی مانده است».
همزمان با این اظهارات، گزارشهایی درباره حرکت ناوهای جنگی و تجهیزات نظامی آمریکا بهسوی آبهای خاورمیانه منتشر شده است؛ تحرکاتی که نشان میدهد گزینه نظامی نه کنار گذاشته شده و نه از دستور کار واشنگتن خارج شده، بلکه صرفاً به تعویق افتاده است. این نمایش قدرت نظامی، در کنار توقف موقت حمله، تصویری دوگانه و متناقض از سیاست آمریکا در قبال ایران ارائه میدهد.
این چرخش اما در خلأ سیاسی رخ نداده است. در هفتههای گذشته، ترامپ بارها از حمایت خود از اعتراضات مردم ایران سخن گفته و حتی در اظهاراتی صریح، معترضان را به اقدام مستقیم و تسخیر اماکن دولتی تشویق کرده بود. بسیاری از معترضان، این مواضع را نشانهای از حمایت عملی تلقی کردند؛ حمایتی که اکنون با عقبنشینی از اقدام نظامی، برای بخشی از جامعه به ابهام و تردید تبدیل شده است.
ترامپ همچنین مدعی شده است که فشارهای او باعث شده جمهوری اسلامی از اجرای احکام اعدام گسترده عقبنشینی کند و به گفته او، «جلوی اعدام حدود ۸۰۰ نفر» گرفته شده است. این ادعا تاکنون از سوی منابع مستقل تأیید نشده، اما از نگاه رئیسجمهوری آمریکا، بهعنوان نمونهای از اثرگذاری سیاستهایش بر رفتار حکومت ایران مطرح میشود.
از منظر کشورهای عربی و ترکیه، اولویت اصلی نه تغییر حکومت در ایران، بلکه جلوگیری از بیثباتی منطقهای، تهدید امنیت داخلی، اختلال در مسیرهای انرژی و گسترش جنگ به خاک آنهاست. این محاسبه واقعگرایانه، هرچند از دید دولتها قابل فهم است، اما شکافی آشکار میان ملاحظات ژئوپلیتیک دولتها و انتظارات مردمی که در ایران هزینه اعتراض میدهند ایجاد کرده است.
در نهایت، توقف موقت حمله آمریکا شاید از وقوع یک جنگ گسترده در خاورمیانه جلوگیری کرده باشد، اما همزمان این خطر را به همراه دارد که بخشی از معترضان ایرانی احساس کنند در لحظه تصمیمگیری، وعدههای دادهشده جای خود را به معاملههای سیاسی داده است. مسئولیت رسانهها در چنین شرایطی، نه القای ناامیدی، بلکه روایت صادقانه واقعیتهاست؛ واقعیتی که در آن، اعتراضات مردم ایران نه ابزار چانهزنی دیپلماتیک است و نه کارت بازی قدرتهای منطقهای و جهانی.
فراتر از این تحولات دیپلماتیک و محاسبات قدرت، نباید فراموش کرد که مردم ایران بیش از چهار دهه است زیر سایه سرکوب، محدودیت و نقض مستمر حقوق اساسی زندگی میکنند؛ نسلی پس از نسل دیگر، با مطالباتی تکرارشونده برای آزادی، کرامت انسانی و آیندهای عادی. اعتراضات امروز نه یک رویداد مقطعی، بلکه امتداد تاریخی مطالبهای است که بارها با خشونت پاسخ داده شده و هزینه آن را شهروندان عادی پرداختهاند. هر تصمیم سیاسی در سطح منطقهای و جهانی، اگر این واقعیت را نادیده بگیرد، ناگزیر با داوری تاریخ و وجدان عمومی روبهرو خواهد شد.
