استعفای جواد رمضی از ریاست فدراسیون ورزش کارگری؛ کنارهگیری اجباری یا بهای استقلال مدیریتی؟
استعفای جواد رمضی از ریاست فدراسیون ورزش کارگری، بیش از آنکه یک کنارهگیری داوطلبانه باشد، نشانهای از تقابل استقلال مدیریتی با فشار سیاسی است؛ تقابلی که این بار، رأی مجمع و کارنامه موفق مدیریتی را به حاشیه رانده است.
به گزارش رادیو نشاط، جواد رمضی، رئیس فدراسیون ورزش کارگری، با ارائه نامهای رسمی به وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی، از سمت خود استعفا داد؛ استعفایی که اگرچه در ظاهر در چارچوبی اداری و قانونی اعلام شده، اما در عمل پرسشها و ابهامهای جدی درباره استقلال فدراسیونها، جایگاه رأی مجمع و حدود اختیارات نهادهای بالادستی ایجاد کرده است.
رمضی که از ۳۰ بهمن ۱۴۰۲ (۱۹ فوریه ۲۰۲۴) مدیریت فدراسیون ورزشهای کارگری را برعهده داشت، پس از نزدیک به دو سال حضور در این سمت، تصمیم به کنارهگیری گرفت. بر اساس گزارشها، استعفای او قرار است در جلسه شورای معاونان وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی بررسی شود و در صورت تأیید، مجمع فوقالعادهای برای تعیین تکلیف ریاست فدراسیون تشکیل خواهد شد.
با این حال، گفتوگو با اعضای کادر مرکزی و برخی نزدیکان مدیریتی فدراسیون، روایت متفاوتی از این استعفا ارائه میدهد. به گفته این منابع، فشارهایی از سوی وزیر تعاون برای تغییر ریاست فدراسیون و جایگزینی فردی مورد نظر دولت در ماههای اخیر افزایش یافته بود؛ موضوعی که در صورت صحت، به معنای نادیده گرفتن رأی مجمع و دخالت مستقیم در یک ساختار انتخابی محسوب میشود.
جواد رمضی با رأی مجمع فدراسیون به این سمت رسیده بود؛ مجمعی که طبق قوانین موجود، مرجع قانونی انتخاب رئیس فدراسیون ورزش کارگری است. بسیاری از فعالان این حوزه معتقدند دخالت بیرونی برای کنار گذاشتن رئیس منتخب، نهتنها مغایر با اصول مدیریتی ورزش، بلکه مصداقی از تضعیف سازوکارهای قانونی و بیاعتنایی به رأی بدنه ورزش کارگری است.
در عین حال، برخی از ورزشکاران و فعالان حوزه ورزش کارگری روایت دیگری را برجسته میکنند. به گفته آنان، جواد رمضی در طول دوران مدیریتش، تمام تمرکز خود را بر توسعه، ساماندهی و ارتقای جایگاه ورزش کارگری قرار داده و تلاش کرده این فدراسیون را از حاشیهها، مناسبات غیررسمی و مسیرهای خارج از مأموریت اصلیاش دور نگه دارد. به باور این گروه، همین رویکرد حرفهای باعث شد رمضی از اجرای برخی خواستهها و دستورات حمایتی که با اهداف فدراسیون و رأی مجمع همخوانی نداشت، خودداری کند.
این ورزشکاران تأکید میکنند که مسئله اصلی، نه ضعف عملکرد یا ناکارآمدی مدیریتی، بلکه ایستادگی رئیس فدراسیون بر استقلال تصمیمگیری و اولویت دادن به منافع ورزش کارگری بوده است؛ رویکردی که در ساختار ورزش ایران بیسابقه نیست و پیشتر نیز برای برخی مدیران مستقل، هزینهساز شده است.
در دوره مدیریت رمضی، فدراسیون ورزش کارگری به گفته بسیاری از فعالان این حوزه، با ثبات مدیریتی، کاهش تنشهای رسانهای و تمرکز بر برنامهمحوری همراه بود. از همین رو، کنار رفتن او برای بخشی از جامعه ورزش کارگری نهتنها غیرمنتظره، بلکه ناعادلانه و نگرانکننده تلقی میشود.
اکنون این پرسش اساسی مطرح است:
اگر قرار باشد هرگاه نتیجه یک انتخاب صنفی یا ورزشی با نظر مقامات بالادستی همسو نباشد، رئیس منتخب تحت فشار کنار گذاشته شود، نقش مجمع و رأی قانونی آن چه معنایی خواهد داشت؟
استعفای جواد رمضی، صرفاً پایان یک دوره مدیریتی نیست؛ بلکه هشداری جدی درباره آینده استقلال فدراسیونهای ورزشی و نسبت قدرت سیاسی با مدیریت ورزش است. مطالبه امروز جامعه ورزش کارگری، شفافسازی درباره دلایل واقعی این استعفا و احترام عملی به رأی مجمع است؛ چرا که بدون ثبات، استقلال و اعتماد، توسعه ورزش کارگری ممکن نخواهد بود.
