از ضربه نمادین» تا «باز کردن جعبه پاندورا/ سناریوهای پنهان و آشکار ترامپ برای مواجهه با ایران
تهدیدهای متناقض، پیامهای لحظه آخری مذاکره و آمادهباش نظامی؛ واشنگتن در برابر ایران به نقطهای رسیده که هر تصمیمش میتواند مسیر بحران را تغییر دهد. اما اگر دونالد ترامپ دستور اقدام بدهد، واقعاً چه سناریوهایی پیش روی آمریکاست؟
به گزارش رادیو نشاط، در حالی که خیابانهای ایران همچنان ملتهب است و آمار کشتهشدگان اعتراضات رو به افزایش، دونالد ترامپ با لحنی تهدیدآمیز از بررسی «گزینههای بسیار قوی» علیه جمهوری اسلامی سخن گفته است؛ همزمان اما، از پیامهای تهران برای مذاکره نیز پرده برداشته میشود. این دوگانگی، پرسش اصلی را برجسته میکند:
اگر ترامپ تصمیم به اقدام بگیرد، واقعاً چه در دست دارد و تا کجا حاضر است پیش برود؟
بر اساس گزارش Associated Press، شمار جانباختگان اعتراضات اخیر به دستکم ۶۴۶ نفر رسیده و سازمان حقوق بشر هرانا از صدها مورد دیگر در دست بررسی خبر میدهد. همزمان، Wall Street Journal از بررسی یک پیشنهاد «لحظه آخری» تهران برای مذاکره هستهای خبر داده، اما تأکید کرده که تمایل شخصی ترامپ همچنان به صدور مجوز حمله است.
در این میان، شبکه CBS News گزارش داده رئیسجمهور آمریکا در جریان مجموعهای از گزینهها قرار گرفته که «بسیار فراتر از حملات هوایی متعارف» هستند. Al Jazeera نیز به نقل از یک مقام آمریکایی نوشته طرحهای نظامی علیه ایران وارد «مراحل پیشرفته» شدهاند.
اما این گزینهها دقیقاً چه هستند؟
سناریوی اول: ضربهای کوتاه، پیامی بلند
حملات نمادین و محدود
یکی از محتملترین انتخابها، حملهای حسابشده اما محدود است؛ اقدامی که بیش از آنکه برای تغییر موازنه قدرت طراحی شده باشد، با هدف ارسال پیام سیاسی انجام میشود. در این چارچوب، پایگاههای سپاه، مراکز تولید موشک یا حتی یک هدف دولتی در تهران میتوانند در فهرست قرار گیرند؛ مشابه آنچه اسرائیل در حمله به وزارت اطلاعات ایران انجام داد.
چنین اقدامی از نظر فنی برای آمریکا ممکن است، اما خطر آنجاست که اگر بیش از حد نمادین باشد، هم رژیم ایران و هم معترضان این پیام را دریافت کنند که واشنگتن ارادهای برای ورود جدی ندارد.
سناریوی دوم: جنگ از بالا، فرسایش از پایین
بمباران گسترده و کارزار طولانی
به نوشته روزنامه The Telegraph، اگر هدف آمریکا واقعاً تضعیف ساختار سرکوب یا جلوگیری از کشتار معترضان باشد، حملات محدود کفایت نمیکند. در این سناریو، شبکهای از اهداف شامل پایگاههای سپاه، بسیج، ستادهای امنیتی، وزارتخانهها و حتی زیرساختهای رسانهای و قضایی هدف قرار میگیرند.
فرزان ثابت، پژوهشگر «مرکز حکمرانی جهانی» در ژنو، معتقد است تمرکز باید بر «بدنه سرکوب» باشد؛ نه فقط چهرههای ارشد، بلکه لایههای میانی، شبکههای ارتباطی و ابزارهای میدانی.
با این حال، تجربه نشان میدهد حتی دو هفته بمباران مداوم اسرائیل نتوانست رژیم را ساقط کند. برای آمریکا، چنین کارزاری به معنی درگیری بلندمدت، نیاز به استقرار گسترده نیرو و پذیرش ریسک «اتحاد حول پرچم» در داخل ایران است؛ خطری که میتواند به تقویت حکومت بینجامد، نه تضعیف آن.
سناریوی سوم: حذف رأس هرم
ترور یا ربایش علی خامنهای
بحثبرانگیزترین گزینه، حذف مستقیم رهبر جمهوری اسلامی است؛ سناریویی که تلگراف آن را بهصراحت مطرح کرده است. متیو ساویل از «موسسه خدمات متحد سلطنتی» میگوید اگر خامنهای بهعنوان مانع اصلی تلقی شود، این پرسش پیش میآید که آیا تلاش برای کنار زدن او مطرح خواهد شد یا نه.
اما این مسیر، پرریسکترین گزینه است. دنی سیترینوویچ، تحلیلگر اسرائیلی، هشدار میدهد که ترور خامنهای میتواند «جعبه پاندورا»یی را باز کند که نهفقط ایران، بلکه کل جامعه شیعه منطقه را وارد یک چرخه واکنشهای غیرقابل پیشبینی کند؛ چرخهای که نیروهای آمریکایی در منطقه را مستقیماً در معرض خطر قرار میدهد.
سناریوی چهارم: جنگ بیصدا
حمله سایبری و نبرد اطلاعات
اگر ترامپ بخواهد بدون ورود به باتلاق نظامی عمل کند، گزینه سایبری جذابتر به نظر میرسد. آمریکا میتواند با عملیات سایبری، قطع اینترنت را خنثی کند، شبکههای ارتباطی حکومت را مختل سازد، یا حتی پخش تلویزیون دولتی را از کار بیندازد.
قاچاق گسترده گیرندههای استارلینک، ایجاد مسیرهای ارتباطی امن برای معترضان و جنگ روانی دیجیتال، بخشی از این سناریو است. اما به گفته Chatham House، ممکن است پنجره زمانی این گزینه تا حدی از دست رفته باشد؛ چرا که حکومت، در سایه خاموشی اینترنت، مرحلهای خونین از مهار بحران را پشت سر گذاشته است.
سناریوی پنجم (افزوده): فشار ترکیبی بدون شلیک مستقیم
تحریم فلجکننده، جنگ نیابتی و محاصره سیاسی
مدلی که کمتر علنی گفته میشود، اما محتمل است، ترکیبی از تشدید تحریمها، فعالسازی نیروهای نیابتی رقیب جمهوری اسلامی در منطقه، فشار دیپلماتیک همزمان در شورای امنیت و انزوای کامل سیاسی تهران است. در این سناریو، آمریکا بدون حمله مستقیم، هزینه بقا را برای حکومت بالا میبرد؛ مدلی فرسایشی که زمانبر است اما ریسک نظامی کمتری دارد.
پرسش نهایی: هدف چیست؟
تمام این سناریوها به یک سؤال بنیادین گره خوردهاند:
آیا هدف ترامپ تغییر رفتار جمهوری اسلامی است یا تغییر خود رژیم؟
بدون پاسخ روشن به این پرسش، هر اقدامی – از بمباران تا حمله سایبری – میتواند نتیجهای معکوس داشته باشد؛ یا امید معترضان را بسوزاند، یا حکومت را در موقعیت «بقای پیروزمندانه» قرار دهد.
در غیاب شفافیت، تنها یک چیز روشن است:
ایران در یکی از حساسترین پیچهای تاریخ معاصر خود ایستاده و تصمیمهای واشنگتن، میتواند مسیر این بحران را برای سالها شکل دهد.
