اجتماعی

تلاش پناهجویان ایرانی برای پایان دادن به زندگی در بلاتکلیفی در استرالیا

media.news.imagealternatetextformat.details


نیل پارا، پناهجوی اهل تامیل، که پیاده‌روی 1000 کیلومتری خود را از بالارات آغاز کرده، امیدوار است پس از 40 روز خودش را به سیدنی برساند.

 

به گزارش رادیونشاط، وی هدف خود از این کار را تحویل طومار درخواست صدور ویزای اقامت دائم برای هزاران پناهند‌ه‌ای که در استرالیا همچنان بلاتکلیف هستند، به دفتر حوزه انتخاباتی آنتونی آلبانیز،نخست وزیر، در این شهر عنوان کرده است.

هدف دیگر آقای پارا، جلب توجه به وضعیت اسفناک پناهندگان در کشور عنوان شده است.

وی در مسیر راهپیمایی خود هنگام عبور از شپارتون مورد استقبال گروهی از پناهجویان که مانند وی سال‌ها است در وضعیت بلاتکلیفی بسر می‌برند، قرار گرفت. 

در بین این افراد، پناهجویان ایرانی نیز حضور چشمگیری داشتند. بسیاری از آن‌ها برای دریافت ویزای حفاظت درخواست ارسال کرده‌اند.

برخی از این پناهندگان حدود یک دهه است که در وضعیت بلاتکلیفی روزگار سپری کرده و برای دریافت ویزای اقامت دائم در تلاش و تکاپو هستند.

آتنا کاشانی،18 ساله، یکی از ایرانیانی بود که به همراه مادرش، فاطمه صابری،برای شرکت در گردهمایی پناهندگان از ملبورن به شپارتون آمده بودند.

 

خانم کاشانی با وجود داشتن سابقه اقامت در استرالیا از سن نوجوانی، اما باز به عنوان شهروند این کشور شناخته نمی‌شود.

به گفته آتنا، زندگی در استرالیا با آنچه وی و خانواده‌اش تصور می‌کردند، تفاوت زیادی دارد.

خانم کاشانی افزود،به دلیل محدویت‌های ویزای بریجینگ، ادامه تحصیل در دانشگاه در رشته حقوق برای وی غیرممکن شده است.

آتنا کاشانی یکی از 50 نفری بود که برای استقبال از نیل پارا در مسجد نبی اکرم شپارتون جمع شده بودند.

در بخشی از مسیر پیاده‌روی به شپارتون برخی از کسانی هم که به دنبال اسکان مجدد در استرالیا بودند، با آقای پارا همراه شدند. سپس سه کبوتر به نشانه آزادی در آسمان رها شد.

آقای پارا در جریان سخنرانی خود ، ضمن اظهار خوشحالی از ایجاد این فرصت برای پناهجویان و پناهندگانی که مایل هستند داستان زندگی خود را به اشتراک بگذارند، گفت: این پیاده‌روی صرفا به خاطر او و خانواده‌اش نیست، بلکه برای همه کسانی است که وضعیت مشابهی دارند.

تانیا ناصری که در حال حاضر در پایه یازدهم در استرالیا مشغول به تحصیل است نیز با توجه به شرایط ویزای خود نمی‌تواند مانند سایر همسالانش در این کشور وارد دانشگاه شود. با این که وی اصلا در ایران مدرسه نرفته است.

تانیا مجیور است سال آینده برای ادامه تحصیل در رشته مورد علاقه خود در دانشگاه، مانند یک دانشجوی خارجی برای اخذ پذیرش اقدام کرده و پرداخت هزینه‌های سنگین مربوط را نیز متقبل شود.

امین شادمانی، یکی دیگر از پناهندگان، در بیان وضعیت خود گفت: یک دختر 5 ساله دارد و از الان نگران است که به علت نداشتن ویزا به وی اجازه رفتن به مدرسه داده نشود.

 

 

محس کاظمی نیز در این گردهمایی اظهار داشت، 11 سال است که در استرالیا ساکن بوده و در طول این مدت از دیدار والدین و فرزندانش و محروم بوده است.

وی همچنین از بابت عدم دسترسی به خدمات مدیکر درهنگام نیاز، با وجود پرداخت هزینه مربوط، گلایه‌مند است. 

آقای کاظمی گفت، با این سابقه دو مورد حمله قلبی دارد، اما نتوانسته به خدمات مدیکر دسترسی داشته باشد.

یکی از بزرگ‌ترین چالش‌های بسیاری از پناهجویانی که به شپارتون سفرکرده بودند، جدایی آنها از اعضای خانواده‌هایشان بود.

به عنوان مثال، عباس قزی که از سال 2013 در استرالیا به سر می‌برد، گفت: بیش از همه دلتنگ مادرش شده ، زیرا 10 سال است که از آخرین دیدار آن‌ها می‌گذرد.

نص حسینی سخنگوی انجمن زنان ایران و مدافع پناهندگان و حقوق بشر گفت، برخی از پناهندگان با این که پدر، مادر یا اعضای خانواده خود را از دست داده‌اند، اما به دلیل وضعیت بلاتکلیفی نتوانستند برای آخرین بار با آن‌ها دیدار کنند.

یکی از این افراد خانم افسانه احمدیان بود که 10 نفر از اعضای خانواده خود را از دست داده است.

یکی دیگر پناهندگان شرکت کننده در گردهمایی شپارتون زینب خان‌محمدی دوستانی بود.

وی عقیده دارد،بسیاری از ایرانیان در جستجوی امنیت سر از استرالیا درآورده‌اند، اما در این کشوراحساس امنیت نمی کنند.

خانم حسنینی به عنوان یک وکیل از سیاست‌های دولت استرالیا در قبال پناهندگان اظهار نگرانی کرده و گفت،ویزای بسیاری از این افراد لغو شده و درخواست برای حمایت موقت آن‌ها نیز رد شده است.

به گزارش ای‌بی‌سی، وی افزود، بسیاری از پناهندگان بلاتکلیف از آسیب‌های عاطفی،جسمی و روحی رنج می‌برند. این افراد بیشتر به دنبال مشخص شدن وضعیت خود و نجات از برزخی هستند که در آن گرفتار شده‌اند.

به گفته خانم حسینی، این گروه از پناهندگان برای دیدار و حمایت از نیل پارا به شپارتون سفر کرده‌اند، زیرا با او احساس همدرد می‌کنند.

 

نظر خود را ارسال نمایید