ما منتظر دخالت آمریکا هستیم/ روایت تکاندهنده یک معترض جوان از داخل ایران، در دل قطع کامل اینترنت
سارا، معترض ساکن تهران، در گفتوگو با شبکه ABC News استرالیا میگوید حکومت ایران قصد دارد اراده او و نسلش را در هم بشکند و حتی نگران است که بهدلیل ارتباط با رسانههای خارجی کشته شود. با این حال تأکید میکند که مانند بسیاری از جوانان ایران، حاضر است جان خود را برای آیندهای بهتر فدا کند.
او پس از چندین روز قطع کامل ارتباطات، با استفاده از اینترنت ماهوارهای استارلینک – که میداند استفاده از آن میتواند به قیمت جانش تمام شود – موفق شده با خبرنگاران تماس بگیرد. سارا میگوید:
«تقریباً هیچ دسترسیای به رسانهها نداریم. ایران اینترنشنال، بیبیسی و حتی تماس با خبرنگارها قطع شده. همهچیز را بستهاند.»
«اینها جنایت جنگی است»
این معترض جوان با اشاره به سرکوب خونین اعتراضات میگوید:
«از رهبران جهان میخواهیم ما را رها نکنند. از ما حمایت کنند و در برابر این رژیم سرکوبگر کمکمان کنند. اینها جنایت جنگی است. آنها تاکنون ۱۲ هزار نفر را کشتهاند و اگر حمایت غرب نباشد، ۱۰ هزار نفر دیگر را اعدام خواهند کرد.»
اعتراضات سراسری در ایران از ۲۸ دسامبر و در پی وخامت شرایط اقتصادی آغاز شد، اما بهسرعت به اعتراض علیه کلیت نظام حاکم تبدیل شد. به گفته نهادهای حقوق بشری، نیروهای امنیتی با خشونت بیسابقهای به معترضان حمله کردهاند.
سازمان حقوق بشری HRANA شمار کشتهشدگان را حدود ۲۵۰۰ نفر اعلام کرده، در حالی که رسانه «ایران اینترنشنال» از کشتهشدن تا ۱۲ هزار نفر سخن میگوید؛ آماری که بهطور مستقل قابل تأیید نیست.
اجساد، کانتینرها و اجبار خانوادهها
سارا از صحنههایی سخن میگوید که به گفته او هرگز از ذهنش پاک نخواهد شد:
«وقتی خانوادهها برای تحویل جسد عزیزانشان میروند، مجبورشان میکنند برگهای امضا کنند که علت مرگ طبیعی بوده. اجساد را داخل کانتینرها تلنبار کردهاند. ۶۰۰ تا ۸۰۰ جسد را یکجا گذاشتهاند و به خانوادهها میگویند بروید و بچهتان را پیدا کنید.»
او اضافه میکند که حتی مراسم دفن در بهشت زهرا نیز با حمله نیروهای امنیتی همراه بوده و خانوادهها اجازه سوگواری نداشتهاند.
از گاز اشکآور تا تیربار
به گفته این معترض، در روزهای نخست اعتراضات از گاز اشکآور و ساچمهای استفاده شد، اما خیلی زود نیروهای حکومتی به سلاحهای نیمهخودکار و سپس تیربار روی آوردند.
«دوست من را از فاصله نزدیک زدند، مستقیم به صورتش. برایشان مهم نیست چه کسی هستی؛ فقط شلیک میکنند.»
انتظار برای ترامپ
سارا میگوید بسیاری از معترضان چشمانتظار واکنش ایالات متحده و بهویژه دونالد ترامپ هستند:
«همه منتظر یک نشانهاند. مردم میپرسند آیا ترامپ به وعدهاش عمل میکند یا نه؟ اگر هیچ کمکی از بیرون نرسد، انگیزه مردم برای ادامه اعتراضات از بین میرود.»
او تأکید میکند این اعتراضات با جنبشهای پیشین متفاوت است:
«این بار موضوع انتخابات یا حجاب نیست. این بار مردم خودِ رژیم را نمیخواهند. زن و مرد، مذهبی و غیرمذهبی، همه با هم در خیاباناند.»
پس از آنکه ترامپ در شبکه اجتماعی «تروث سوشال» نوشت: «ایرانیان میهندوست، به اعتراض ادامه دهید؛ کمک در راه است»، سارا گفت:
«اگر قرار است تغییر رژیم رخ دهد، فقط او میتواند به ما کمک کند.»
کمبود غذا و بیمارستانهای تسخیرشده
این معترض جوان از بحران انسانی فزاینده نیز هشدار میدهد:
«همهچیز تعطیل است. قیمت غذا شش، هفت برابر شده و کمبود مواد غذایی داریم. مردم نگران گرسنگی هستند.»
به گفته او، بیمارستانها مملو از مجروحان است و به برخی پزشکان دستور داده شده زخمیها را درمان نکنند.
«به آنها میگویند بگذارید بمیرند.»
«ما دیگر نمیترسیم»
در پایان، وقتی از سارا پرسیده میشود آیا از مرگ میترسد، مکث میکند و اشک میریزد، اما میگوید:
«بله، میترسم. اما هدف ما بزرگتر از ترس است. ما دیگر نمیترسیم. میخواهیم غرب صدای ما را بشنود. ما تغییر رژیم میخواهیم.»
او در پایان میافزاید:
«شاید برای من اتفاقی بیفتد، اما امیدوارم نسل بعدی در ایران زندگی بهتری داشته باشد.»
این روایت، تصویری کمسابقه و تکاندهنده از آنچه در سایه قطع ارتباطات در ایران میگذرد ارائه میدهد؛ روایتی از خیابانهایی خونین، مردمی بیپناه و نسلی که چشم به واکنش جهان دوخته است.
